تبليغاتX
عشق و جنون


عشق و جنون

 

در محيط نامه هات ريشه ميزند هنوز

اشك سنگ خاره و آه‌هاي سينه سوز

باد مرده است چون ، من نفس نمي كشم

خاطرات زنده اند ، چون تو ميكني بروز

برده‌اي گمان كنم ، بودن مرا زياد

من ولي نمانده ام ، مثل قبل كينه توز

بر تنم كشيده اي طرح بال و پر ولي

پر نشد كه وا كنم در حصار اين بلوز

شرم از چه ميكنم ؟ عشق از چه در قفس؟

ميشوم شبي رها از تمام اين رُموز

بعد هفته ها رسيد چشم من به ماهِ تو

ماه را تمام كن ، بر سپيده ها بدوز

 

25/08/1387

نوشته شده در پنجشنبه 30 آبان1387ساعت 10:52 AM توسط سعید نجف زاده| |


Design By : Night Skin